خاطره ها آخرین مطالب
آن که آيد ز دست دل به امان و آنکه آيد ز دست جان به ستوه گاه , سر مينهد به سينه ي دشت گاه , رو ميکند به دامن کوه تا زند در پناه تنهائي , دست در دامن شکيبائي غافل از اين بود که تنهايي , سر نهادن به کوه و صحرا نيست با طبيعت نشستنش هوس است ! چون نکو بنگرند تنها نيست اي دل من بسان شمع بسوز ! باز , (( تنها ميان جمع )) , بسوز ! فریدون مشیری نظرات شما عزیزان: |
||
![]() |